این مادیان سپید که از زایش صخره به هنگام انقباض سرما مرطوب و راهوار میدود_
وزمان را رام یالهایش کرده!!!
حماسهء آخرینِ دلیست که به صدای شباهنگ کوچ داده چشم را پِی صعود پلک_
حال بگذار این باران هِی به غصه ها نزدیک و از قصهء ما دور شود_
اصلاً چه تفاوت میکند که شمع آب شود در مفهوم آخرین نفس یا شمعدانی بی آب مانده باشد ضِل آخرین سایه_
وقتی چشم من در آیینه هم مویِ تو را شانه میزند_
ام.کا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر