به هزار لای تردید پیچیده تنم__
فاصله من تا تو را به هیچ مقیاسی نمیتوان سنجید__
جز به خطی شعر و نم نمی اشک__
و این همه مداراییست که با من مانده__
گاهی به ابهام ایینه میخزانم واژه را و گاهی چون باران به صراحت میبارم__
اما ابتلایم فراگیر تر از انست که پنهان کنم حسم را__
خوب خوب من__
کمی صبورانه تر بنگر سخت جانی هایم را__
مدارا کن بر مدار پر تشابه امروزم__
عشق معجزه خواهد کرد__
در بی گمان ترین لحظه ایی که هیچ حسی را یارای تردید به ان نیست__
کمتر مواخذه ام کن به تفالی که این و ان با شعر من میزنند__
خوب امده این نیت__
قصد قربت کن نه غربتی الوده به مقصود__
پلاک دلم ثبت لبخند توست__
لب به لب سیگار مینویسم همه این دوری را__
شاید از من گذشت این شوم بی اعتبار و گوشه چشمانم طلوع کرد نی نی نگاهان تو__
ام.کا
فاصله من تا تو را به هیچ مقیاسی نمیتوان سنجید__
جز به خطی شعر و نم نمی اشک__
و این همه مداراییست که با من مانده__
گاهی به ابهام ایینه میخزانم واژه را و گاهی چون باران به صراحت میبارم__
اما ابتلایم فراگیر تر از انست که پنهان کنم حسم را__
خوب خوب من__
کمی صبورانه تر بنگر سخت جانی هایم را__
مدارا کن بر مدار پر تشابه امروزم__
عشق معجزه خواهد کرد__
در بی گمان ترین لحظه ایی که هیچ حسی را یارای تردید به ان نیست__
کمتر مواخذه ام کن به تفالی که این و ان با شعر من میزنند__
خوب امده این نیت__
قصد قربت کن نه غربتی الوده به مقصود__
پلاک دلم ثبت لبخند توست__
لب به لب سیگار مینویسم همه این دوری را__
شاید از من گذشت این شوم بی اعتبار و گوشه چشمانم طلوع کرد نی نی نگاهان تو__
ام.کا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر