شب !!
عبوس و تلخ و یخ زده!
صبح!!
عشق و صداقت و حضور!
من !
انتظار و تصنیف و بغض!
تو!
ترانه و شعر و شور!
زندگی!
زندانی که فاصله میله هایش را نفس های تو باز میکند!
واژه ها!
لب میگیرند از یکدیگر تا نام تو هجا شود!
کوچه و پنجره و باران اصطحکاک نگاه من است با انتظار!
ام.کا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر