۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه

23



گاهی با صمیمی ترین حالت نگاه
زمانی با انجماد دلگیری و بیتابی
دَمی غریب میشویم از قربت آشنایی
با هم چایی مینوشیم
و اشتباهات مرا در تقویم روزانه چوب خط میکشد 
او باید حواسش به قلب کوچکی باشد که برایش طنین زیبای خویش دارد
ومن باید ها و شاید هایم را به چرتکه چه کنم می نشانم


ام.کا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر