۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

69

ممنونم که به به این زیبایی قاصدک را خبر میکنید تا شعر مرا

عشق مرا

به دست محبوبم برسانند

چرا که میدانم امضا کرده احساسم را به لبخندی

و تعمید داده واژه ها را به شوقی

که برهنه میکند ماه را در سینه اسمان

ومن خواب میبینم اغوشش را

و سیاهی شب دستش به انکار ما نمیرسد

که اشکاریم در اوایمان به صوتی زیبا

ممنونم که دعوتم را میپذیرید و در جشن دلتنگی من شرکت میکنید

بارها با شعرهایتان همسو با تابش افتاب افکارتان که اشنای اندیشه من است گریسته ام و لبخند زده ام به شادی مواج پیرامونتان

شکر میکنم که تنفس در لحظات پر بهت قلب و قلم را به ما بخشید

تا غنی باشیم از تمامی ثروتهایی که در کوتاه زمانی به تعفن خود پرستی و غرور می افتند و فراموشمان میکنند چشمهای گرسنه و خسته و معصومی که با ما شریکند در غنائم بدست امده از زندگی

افتخار میکنم همنشین شما هستم و گفتگو میکنیم به شعر که الفبای نجیب و اشنای ماست و یادگار خدایی که همین نزدیکیست

پای ان کاج بلند

پشت همین شب بو ها

مسعود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر