میرسی تو کناره همین نگاه و من کنار نفسی که به لب رسیده_
می ترسم از قرارهای به تعویق افتاده این روزها_
میهراسم از قولهایی که دشت به قاصدک داده_
میبازم زمان را و تو می دانی چه حد کینه دارم از وعده هایی که ساعت به مچ می بندند_
به گوشزدهای پیاپی زخمی!!
ام.کا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر