۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه

14

مرا به لبخند آیینه و قرصِ ماه کامل حواله میدهی؟؟
پایِ تمام قرار هایت میایستی جز قرارِ این دل؟؟
هیهات بهانه ئ نابی شدی برای گریه و تنهایی!!
خیالی نیست!!

صورتم را مماس بر این آیینه میگذارم و صدایت میکنم
پژواک این دالان نمور آشنای کودکیهای من است
نفسهایت سبز و دلت رنگین کمان قرار
من دل به دلِ قاصدک و بوسه ئ باران بر گونه ئ ناودان میدهم
پای همین ابر!
کنار همان بیقراری!
ام.کا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر