۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه

24

باران میامد_

پارک ساعی خزان را به اغوش کشیده بود_

ومن با افکارم تنها پرسه گرد ساعاتی از صنوبرهای انجا بودم که ثبت هیچ نگاهی نشد_

صبوری جامانده _

کنار خواب_

کنار تو_

چه دروغی بود گذشته که در گوش اینده زمزمه شد_

مسعود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر