۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

62

'گناه دیر رسیدن را به پای جاده مگذار_

فاصله غرورت تا من را در میزان ناباوریهایت ضرب کن_

حاصلش اینهمه حوادثیست که توجیهش وحشت افرین میگردد_

اما قصه ساده تر از ان است که می اندیشی_

شعر پوشیدم و پسند بسیاری شد_

همه ناخن های انتظارم را جویدم و کفش احساسم به پایم بود_

گم کردم خودم را در خواسته های کسی تا شاید من اگر لبخند زندگی را ندیدم او باور کند روزهای خوب را_

مهلت بده دریا طوفان را به صدفها خواهد اموخت_

بوسه صخره باش بر لب موج_

ارام خواهم گرفت_

ام.کا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر