۱۳۹۱ آبان ۱۴, یکشنبه

254



وقتی تو اَخم میکنی
شب همه گریه میشود
روز سراب میمکد 
آه زماه میچکد
غصه مُدام میشود

خنده گناه میشود
مرگ جوانه میزند


من لب خود نوشته ام
صدا و حرف گشته ام
سال به سال مُرده ام
عمر گمانه میشود

توبه نکن ز خنده ات
کِلکِ نفس ترانه ات
من همه رام و بنده ات
دور بشو از این نمط

شَک به یقین کار تو نیست
شیوهء آزار تو نیست
خنده بزن بر این نیاز
رقص نماز میشود

شکل دعا گرفته ام
رقص سماع رفته ام
بانی اشک بوده ام
لایق ناز گشته ام

ام.کا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر