۱۳۹۱ آبان ۱۴, یکشنبه

251



تو که هستی فرصت میابم در ایینه بروم_

در ایینه راه میروم_

گاهی ابری_


گاهی افتابی_

اما هرچه هست تو هستی و خبری از من نیست_

مدارا نمی کند روزگار با من_

دائما میوه کال فاصله را پیشکش ذهنم میکند _

لبخندهایم به غارت همین طعم گس رفته_

تو هزار ایا و اما_

خاطره ها را می شکافم_

عکسهای ناگرفته البومم زیبا ترین پرتره قاب روی میز منند_

حرمت سالهای نیامده قداست داده به عمر رفته_

این شناسنامه جدیدیست که دارم_

سند خوره به نام تو_

از میلاد تا مرگ_

نام تو ناز ترین حرمت بودن من گشته_

ام.کا



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر