تو که هستی فرصت میابم در ایینه بروم_
در ایینه راه میروم_
گاهی ابری_
گاهی افتابی_
اما هرچه هست تو هستی و خبری از من نیست_
مدارا نمی کند روزگار با من_
دائما میوه کال فاصله را پیشکش ذهنم میکند _
لبخندهایم به غارت همین طعم گس رفته_
تو هزار ایا و اما_
خاطره ها را می شکافم_
عکسهای ناگرفته البومم زیبا ترین پرتره قاب روی میز منند_
حرمت سالهای نیامده قداست داده به عمر رفته_
این شناسنامه جدیدیست که دارم_
سند خوره به نام تو_
از میلاد تا مرگ_
نام تو ناز ترین حرمت بودن من گشته_
ام.کا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر