۱۳۹۱ آبان ۱۴, یکشنبه

245



می کوبد وجودش را به سینه این دل بی تاب
انقدر که بی تاب تو است بی تاب من نیست
لب بستم از تکرار نام تو در این خانه
مرغی که پرپر می زند مرغ چمن نیست
فصل بهاران طی شد و این قلب بی حاصل

فکر دمی بی تو برای زنده ماندن نیست
خواب رفته در اغوش سرما و زمستان زندگی
شب دلیل شعرهای بی تو بودن نیست

گل به سرما دل سپرد و خاک با ریشه
غنچه میان جمع شاخه فکر شکفتن نیست
میرسد فردا برای وعده ها ی انتظار
ساعت عمر وعدگاه امنی برای دلسپردن نیست

ام.کا



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر