هر پنجره ایی که رو به دریا باز میشود آبی نیست_
من از اسم آسمان ستاره چیدم-
میفهمی؟؟!
از ناله قصه شنیدم برای هِق هِق هایی که از جنس زخمهایم نبود_
تو فاش ترین سکوت مگویم بودی-
از آستانه درب این اطاق تا کنار طاقچه احساس -
... من لب بر لب نجوای چشم - تَر کردم صورتم را-
پس سجادهء باورت را کنار گشاده رویی مهتاب بینداز تا شعر از آسمان چکه کند_
من از اسم آسمان ستاره چیدم-
میفهمی؟؟!
از ناله قصه شنیدم برای هِق هِق هایی که از جنس زخمهایم نبود_
تو فاش ترین سکوت مگویم بودی-
از آستانه درب این اطاق تا کنار طاقچه احساس -
... من لب بر لب نجوای چشم - تَر کردم صورتم را-
پس سجادهء باورت را کنار گشاده رویی مهتاب بینداز تا شعر از آسمان چکه کند_
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر