۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

320

دلم که میگیرد

وتمامی حجم سینه ام آه میشود

فروغ بی بهانه صدایم میکند

آنگونه که آشیانه فاخته را

و "تو" باز غزل میشوی و نرم نرمک کنج لبهایم آشیانه میکنی

... آنگونه که هیچ کَس نمیداند

و من جرمم فرود میرود در انبساط خشک شب و زمان

و شعر آغاز میشود

آرام آرام

از بغض پر گلایهء نفسهایم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر