۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه

192


خدا میداند که دامن ماه را گرفته بودم و پای اشکهایم
شمع هایی را که نذر لبخندم کرده بودی خاموش میکردم!!
مگر میشود مالک اینهمه آه های پر حسرت و جنون پر هق هق این گریه باشی و برایت دعا نکنم؟؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر