۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه

186


عطر بهارنارنج دارد واژه های دلم

عطر سیب و سبو و وسوسه های ناب

عطر تو که کنج دلم سکوت کرده ایی و شعر میبافی

... ومن به تن کرده ام دوریت را در ازدهام این نسیم خوشبختی که تنها مرا به عطر تو قانع کرده

لب باز کن بگذار بهار بگذرد از لابلای گیسوان شب و پنجه های فاصله

میان سینه ام جایت هوار میکشد....."غزلک"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر