۱۳۹۱ تیر ۲۱, چهارشنبه

213



بکارت اولین معاشقه اِزاله میگردد
و بیدرنگ نطفه ایی از جانِ گناه رها میشود
به شکل هیجانی خیره و سَرکش وخیس
خیس از خواهش
خواهشی هوس آلود و مطرود
به
تمایل تُخمکی رها شده از رطوبت یک طبسم

پیرامون ساعتی از وسوسه های مُدام
...
و تیک تاک نفسهای بی هراس
که در تعفن کور هیچ کراهتی گهواره نبسته
صلایی فرا تر از فردا


میان سکوت امروز و ناله دیروز
پیامبر عشق و شهوت و وسوسه
سفیر یک سَفر خواهش
ناب ترین اعتراض یک بوسه!!
وارث گناهی که تداوم یافت
و بارانی از علاقه شد
عصیان معصومیّتی که سقوط را هبوطی عاشقانه کرد

اشتیاقی که در گوشه چشمان خدا شبیه خیالِ خورشید خوشه بست
و از پیلهء بی هویت بهشت
پرید پروانهء زیبای سرنوشت
و به انکار تنهایی رسید

_ام.کا________________________

"قسمتی از دلنوشتهء آفرینش من......

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر