رو در رو با خودم
در رَسا ترین ایستادنم
حقیقتی بی مجاز
نُمود میابی تو
در تفرّق فصول و
تشابه رصوصی شگرف
آن هنگام که
سئوال آیینه ها
بی پاسخ میماند
...
ودر چشمان تو
من
به شهود و شگفتی
لمس میکنم تقارن صله هایی که
نه به ذاتِ من و
نه به سرشت تو
قائم است
واین تنها ریشه ی
ماست
در رَسا ترین ایستادنم
حقیقتی بی مجاز
نُمود میابی تو
در تفرّق فصول و
تشابه رصوصی شگرف
آن هنگام که
سئوال آیینه ها
بی پاسخ میماند
...
ودر چشمان تو
من
به شهود و شگفتی
لمس میکنم تقارن صله هایی که
نه به ذاتِ من و
نه به سرشت تو
قائم است
واین تنها ریشه ی
ماست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر