۱۳۹۳ شهریور ۱۳, پنجشنبه

341


چطور میشود ریشه به شکوفه حسادت کند؟!
کاش کسی در خیال درخت
دلیل تناقض بی دلیل برگ با شاخه را تعبیر می کرد
از پیامد رنگارنگ این پاییز هراسی ندارم
دلم برای تبر های بی کینه ایی میسوزد که زخم به زخم
به جای زمستان ساق پای بهار را نشانه میگیرند
این روز ها من در پیله لبهایم
برای تمام زندگی ابریشم میبافم
بیخ گوش برگ
هوا همان تهدید بی رنگیست
که با تور زیبای هیجان
همخوابگی میکند
هیسسسسس
چیزی نمانده 
باران برای ابر چتر خواهد گرفت
که نه ماه و نه آسمان لک شود
کافیست تقویم باغچه را برداری
از یاس تا اقاققی بشماری
گلبرگ لبخندت که باز شد
ساقه اندامت که ناز شد
من رسیده ام



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر